هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

436

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

كاروان عايشه در راه بصره و حوادثى كه بر آن گذشت مورخين مدعيند كه او ، طلحه و زبير را به مكه فراخواند تا همگى از آنجا رهسپار بصره شوند . آن دو نزد على ( ع ) آمدند تا به ايشان اجازه دهد تا براى اداى حج عمره به مكه روند ؛ به ايشان فرمود : به خدا كه شما قصد عمره نداريد بلكه در سر ، به دنبال خيانت هستيد . آنها اصرار ورزيدند تا بالاخره اجازه خروجشان داد و در مكه مكرمه - كه همهء مخالفان على ( ع ) در آنجا گرد آمده بودند - به عايشه پيوستند و هنگامى كه كاملا آماده شدند و عدهء آنها كامل گرديد بنا به درخواست عبد اللّه بن عامر و طلحه ، رهسپار بصره شدند . ابن قتيبة مىگويد : وقتى طلحة و زبير و عايشه و همراهانشان تصميم به رفتن به بصره گرفتند سعيد بن العاص نزد آنها آمد و به ايشان گفت : عبد اللّه بن عامر شما را به بصره فراخوانده است حال آنكه خود در حالى كه اهل كوفه در طاعت عثمان بن عفان بودند چنان بردهء فرارى از آنجا گريخت و اكنون مىخواهد با همان مردم به جنگ على رود در حالى كه آنها در طاعت او در آمده‌اند او آن هنگام بمثابه امير ايشان از آنجا گريخت و اينك همچون رانده شده نزد آنها بازگشته است . او شما را به نفرات و اموال وعده داده در مورد اموال آنچه به شما وعده داده دارد ولى در مورد عده حتى يك نفر هم در اختيار ندارد . و مروان بن الحكم گفت : اى طلحة و زبير ، چرا مردم را به بيعتى همچون بيعتى كه با على بن ابى طالب داشتند دعوت نمىكنيد اگر پاسخ مثبت دادند با على ( ع ) با بيعتى كه چون بيعت اوست ، مخالفت مىكنيد و اگر پاسختان ندادند در خواهيد يافت كه